
هوشنگ گلشیری به سال ۱۳۱۶ در اصفهان به دنیا آمد. در کودکی همراه با خانواده به آبادان رفت. خود وی دوران زندگی در آبادان را در شکلگیری شخصیت خود بسیار موثر میدانست. در سال ۱۳۳۸ تحصیل در رشتهٔ ادبیات فارسی را در دانشگاه اصفهان آغاز کرد. آشنایی با انجمن ادبی صائب در همین دوره نیز اتفاقی مهم در زندگی او بود. گلشیری کار ادبی را با جمعآوری فولکلور مناطق اصفهان در سال ۱۳۳۹ آغاز کرد. سپس مدتی شعر میسرود. خیلی زود دریافت که در این زمینه استعدادی ندارد، بنابر این سرودن را کنار گذاشت و به نگارش داستان پرداخت
ادامه مطلب

چند هفته پیش که با آقای شهزادی فر قرار گذاشته بودیم تکیه میر، از فلکه پرواز به سمت مسجد رکن الملک سمت چپ خیابون حرکت می کردم که توجهم به یه آرامگاهی جلب شد که انگار تازه احیا شده بود، رفتم جلوتر که از نزدیک ببینمش بهش میومد شخصیت مهمی باشه . حدسم درست بود بر روی سنگ مزارش نوشته شده بود(نایب اسدالله اصفهانی) که چند روز پیش از اون در زندگی نامه جلال تاج اصفهانی در موردش یه چیزایی خونده بودم. خیلی برام جالب بود فورا ازش یه عکس گرفتم وقتی به تکیه میر رسیدم در موردش با آقای شهزادی فر صحبت کردم . اونجا بود که فهمیدم این آرامگاهی که بنده مشاهده کرده بودم تنها آرامگاه نمادین نایب اسدالله اصفهانی بوده و آرامگاه اصلی او احتمالا در نزدیکی همین آرامگاه نمادین، در زیر آسفالت های خیابان مدفون شده .خلاصه این ماجرا بهونه ای شد برای من که در مورد این شخصیت تحقیقی به عمل آورم که اینگونه شد:
ادامه مطلب
در سال ۱۲۸۲ شمسی (برابر با شناسنامه) خداوند به شیخ اصفهانی واعظ اصفهانی که به "تاج الواعظین" معروف بود فرزندی عطا کرد که نامش را جلال گذاشت. شیخ اسماعیل پدر جلال علاوه بر منبر گرم و گیرایی که داشت از حنجره ای داوودی و صدایی دلنشین نیز برخوردار بود و طبق مرسوم زمان بر اثر حشر و نشر با مردم اهل ذوق زمانش با گوشه ها و ردیف های آوازی ایران نیز آشنایی پیدا کرده بود.

ادامه مطلب

ساختن اهرام در سرزمين مصر به فرمان فرعونها از سه هزار سال قبل ازميلاد مسيح آغاز شد (حدود ۵۰۰۰ سال قبل) وآخرين آنها در سال ۱۸۰۰ قبل ازميلاد به پايان رسيد هر فرعون براي خود هرمي مي ساخت تا آرامگاه ابدي او باشد تا به اعتقاد مصريان زماني که روح به بدن پادشاه برميگردد بتواند در بدن اوکه موميايي مي شد جاي بگيرد وفرعون د وباره بتواند زندگي را ازسر بگيرد وبه همين علت معمولا بدن موميايي شده فرعون را تابوتي که به شکل صورت او ساخته شده بود قرار مي داد ند ودر کنارش مجموعه اي ازلوازم زند گي - خوراک - پوشاک و حتي کشتي اختصاصي اش را دفن مي کردند هر هرم طي دهها سال و توسط صد ها هزار برده ساخته مي شد. قديمي ترين هرم مصر در ناحيه ساکارا قرار دارد و بزرگترين و کامل تر ين هرم که جزو عجايب هفتگانه به شمار مي رود هرم خئوپس است که در نزديکي جيزه قرار دارد اين هرم در حد ود ۱۳ جريب زمين مساحت دارد و ارتفاع اصلي آن ۱۴۸ متر بوده که به مرور زمان به ۱۳۸ متر کاهش پيد ا کرده است.
باغ هاي معلق بابل

گفته مي شود که اين باغها توسط بخت النصر ساخته شد وي بعد از ويران کردن معبد سليمان در محل بيت المقدس کنوني در سال ۶۰۰ قبل از ميلاد اين باغهاي معاق را براي ملکه خو د که د ختر هوخشتر پادشاه قدرتمند ماد بود بنا کر د اين باغ 5 طبقه داشت هر طبقه با ۱۵ متر فاصله بر روي طبقه زيرين ساخته شده بود و در هر طبقه گلها وگياهان فراواني را کاشته بودند وشايد از آن جايي که شاخ وبرگ درختان به سمت طبقه هاي زيرين آويزان مي شده آن را باغهاي معلق گفته اند البته بايد اضافه کرد کشور بابل در منطقه عراق کنوني واقع بود.
مجسمه زئوس

مجسمه زئوس در سال ۴۳۵ قبل از ميلا د در شهر المپيا ساخته شد شهري که بازيهاي المپيک از آنجا آغاز شد اين مجسمه که شاهکاري از هنر و دانش بشري بود به نشانه احترام وپرستش زئوس که به اعتقاد يونانيان خداي خدايان بود بر پا شده بود جنس مجسمه از سنگ مرمر خالص بود وبراي تزئین بخش هاي گوناگون آن از طلا وعاج استفاده کرده بودند و بلنداي آ ن به ۱۳ متر مي رسيد اين شاهکار هنري بر اثر جنگهاي گوناگون به کلي از بين رفت.
ادامه مطلب

بيوگرافي :
پروين دخت يزدانيان
متولد 1302- نجف آباد اصفهان
مدرك تحصيلي :ششم ابتدايي
داراي 12 فرزند ،25 نوه و 5 نتيجه.
مادر كيومرث پور احمد (نويسنده و كارگردان سينما) و منوچهر پور احمد (نويسنده و كارگردان تلويزيون)
حضور در جلوي دوربين را از سال 1370 با مجموعه «قصه هاي مجيد» و آغاز بازي در سينما را از سال 1371 با «صبح روز بعد» كه هر دو به كارگرداني پسرش بود آغاز كرد.
برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش دوم زن از یازدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم های "صبح روز بعد" و "شرم" - ١٣٧١
برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول زن از دوازدهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر برای بازی در فیلم "نان و شعر" - ١٣٧٢
گزيده اي از فيلم شناسي :
1379 شب یلدا ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
1374 خواهران غریب ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
1373 مهریه بی بی ( اصغر هاشمی ) [بازیگر]
1372 نان و شعر ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
1371 صبح روز بعد ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
1371 شرم ( کیومرث پوراحمد ) [بازیگر]
۱۶ سال پيش با نقش آفرينيش در سريال قصه هاي مجيد فيلم نامه را آنچنان با اصالت وجودش تحت تاثير قرار داد كه نه تنها بي بي مجيد بلكه به عنوان بي بي همه بچه ها در يادها ماندگار شد.

در يادمان ماند، چون به يادمان داشت ؛ مادرانه بازي كرد و يكي از مادران سينماي ايران شد.
يزدانيان خيلي دير به دنياي بازيگري وارد شد، پسرش كيومرث پوراحمد مشوق او در اين راه بود. اگر بيماري آلزايمر سراغش نميآمد؛ او ميتوانست با بازيهاي بيبديل خود، آثار سينمايي و تلويزيوني ما را ديدنيتر كند.
اما اكنون چند سالي است بر اثر آلزايمر در خلا بي خاطرگي دست و پا مي زند، ديگر نمي تواند خاطره نقش آفرينى ها، اظهار علاقه مردم، نام همسر و حتى فرزندانش را به ياد بياورد و متاسفانه گويادر حال حاضر در خانه سالمندان به سر مي برد!!!!
مهم نيست كه اكنون از يادش رفته ايم مهم اين است كه زماني به ياد مردم و به عشق مردم بازي كرد و اينك وظيفه ماست كه به يادش باشيم و در اين اعياد بزرگ برايش آرزوي سلامتي كنيم.
به اميد سلامتي و طول عمر اين هنرمند عزيز سينماي ايران
با تشكر از همكاري آقاي آقاجاني
با سپاس
غلامرضا سارنج کمانچه نواز پسر اقاعلی اکبر و از کمانچه زن های معاصر که بیشتر کارهایش با استاد تاج بود.متولد 1314ه.ق در اصفهان.عموی او شعبان خان تارزن(پدر حسین و جلیل شهناز) می باشد.او در موسیقی شرقی استاد بود و همیشه اساتیدی چون ابولحسن خان صبا، تاج،ادیب خوانساری و بانو قمر طهرانی را میستود.مرد فقیر وبی بضاعتی بود واز سوی افراد با ذوق حمایت میشد.استاد همایی داستان پیر چنگی و بربط زن را از اسرارالتوحید برایش نقل می کرد و میگفت:برای خلق زدی حاصلی نداشت برای خداوند کارساز بنواز.او در سال 1376ه.ق درگذشت.
در لغت نامه دهخدا سارنگ(سارنج) به معنای سازی شبیه کمانچه است که این موضوع را به راحتی میتوان براشعار سنگ مزار این بزرگ مشاهده کرد.
منابع:
۱.تاریخ اصفهان. استاد جلال الدین همایی.به کوشش پوراندخت همایی .مجلد هنر وهنرمندان
۲.لغت نامه دهخدا
۳.بازدید میدانی
استاد عباس بهشتیان متولد 1305 ه.ش در اصفهان و محصل مدرسه ی قدسیه که با معلوماتی بالا تن به مشاغل دولتی نداد و با کشاورزی بر روی زمین پدری در ریز لنجان و کاشت درخت وتولید سرکه به روش سنتی امرار معاش مینمود و به مطالعات ازادانه خود ادامه داد.ایشان همواره نگران اثار باستانی اصفهان بود تا جایی که استاد تیموری او را "آتش فشان خاموش " واستاد محمد مهریار آن مرحوم را کانونی از اتش نامیدند.ایشان به سبک قدیم لباس می پوشید،کلاه شاپو با پالتوی بلند .عباس بهشتیان در زمان بمباران مسجد جامع با چشمانی اشکبار و پاهایی لرزان اما محکم وبا دلی عاشق به سمت مسجد جامع در حرکت بود که در راه چشمش به میخی فرورفت و مثل خنجری زهرالود او را بستر نشین کرد تا در تاریخ 10/12/1366 وفات یافت و در تکیه میرفندرسکی آرمید. و اما اقدامات آن عزیز:
· منع عبور و مرور وسایل نقلیه از روی پلهای خواجو و سی وسه پل
· بیرون اوردن مقبره و باغ صایب تبریزی از تملک شخصی
· معرفی کمال الدین اسماعیل و ساخت مقبره برای ان شاعر پراوازه
· بیرون اوردن کاخ هشت بهشت از تملک نوادگان قاجار بسال 1347
· احیای بازارچه بلند(هنر)
· نامگذاری خیابانها با وجه تسمیه مناسب مثل هاتف،استاد همایی،تاج و... . که به عضویت ثابت کمسیون نامگذاری اماکن و معابردر امد .
· عضویت در انجمن اثار ملی
· شناسایی روستاهای غربی کرانه زاینده رود مثل لارکان،ورکان،اشترجان و.... ونگرانی از وجود کارخانه های ذوب اهن و فولاد مبارکه
· نوشتن کتاب "بخشی از گنجینه ی اثار ملی"،"تاریخ تخت فولاد"، پژوهش در بازارها،کبوترخانه هانهرها،خانقاهها وتکایا مثل علی بن سهل اصفهان
· ثبت خانه ی قدیمی خود به تاریخ 30/8/1366 در فهرست اثار ملی
بر سنگ مزار آن مرحوم غزل حافظ با مطلع زیر و به خط نستعلیق حک شده:
"من که باشم که بر ان خاطر عاطر گذرم لطف ها می کنی ای خاک درت تاج سرم"
بنا به وصیت مرحوم بهشتیان در خواست شده که غزل معروف حافظ بر سر مزارش به آهنگ عراقی خوانده شود:
"گرچه صد رود است از چشمم روان زنده رود و باغ کاران یاد باد"
منابع:
۱.تخت فولاد ـ سید احمد عقیلی
۲.معماران سنتی اصفهان ـ سید سجاد نایینی
۳.دولت دیدار ـ منوچهر قدسی
